دانا گزارش می‌دهد؛

روایت ناتمام تاریخ در بهشت تبهکاران

روایت ناتمام تاریخ در بهشت تبهکاران
فیلم سینمایی «بهشت تبهکاران» جدیدترین ساخته مسعود جعفری جوزانی، با دستمایه قرار دادن پرونده جنجالی قتل احمد دهقان در دهه بیست خورشیدی، گامی بلندپروازانه در ژانر درام تاریخی برمی‌دارد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ فیلم سینمایی بهشت تبهکاران به عنوان جدیدترین اثر مسعود جعفری جوزانی، تلاش می‌کند پرونده تاریخی و پرمخاطره قتل «احمد دهقان» را به تصویر بکشد. با این حال، اثر به دلیل اتخاذ استراتژی نامناسب در زمان‌بندی، تشتت دراماتیک در پی‌رنگ و عدم رعایت ظرافت‌های کارگردانی، در تبدیل یک واقعه تاریخی به درامی منسجم ناموفق عمل می‌کند. نوشتار حاضر به نقد و بررسی آسیب‌شناختی این اثر می‌پردازد.

به طور معمول و بر اساس الگوهای ساختاری رسانه‌های تصویری، روایت رویدادهای پرجزئیات تاریخ معاصر به دلیل گستردگی ابعاد، در حوزه تولیدات تلویزیونی تعریف می‌شود. از این رو، مواجهه با چنین دستمایه‌ای بر پرده نقره‌ای سینما، در وهله نخست تغییری در ذائقه مخاطب ایجاد می‌کند که به سبب تفاوت‌های ساختاری دو مدیوم، تا حدی غریب و نامانوس جلوه می‌کند.

مسعود جعفری جوزانی که پیش از این تجارب موفقی همچون فیلم سینمایی در مسیر تندباد ۱۳۶۷ و مجموعه تلویزیونی در چشم باد ۱۳۸۸ را در کارنامه خود ثبت کرده است، در سومین اثر تاریخی خود به سراغ پرونده واقعی قتل احمد دهقان فعال سیاسی و مطبوعاتی دهه بیست به دست حسن جعفری رفته است. تفاوت عمده این اثر با ساخته‌های پیشین کارگردان، وجود ما‌به‌ازاهای عینی و مستند تاریخی است؛ امری که ذاتاً فرآیند درام‌پردازی را با چالش‌های حقوقی و روایی متعددی مواجه می‌سازد.

یکی از آسیب‌های جدی فیلم، زمان طولانی و نزدیک به ۱۴۰ دقیقه‌ای آن است. در سینمای معاصر ایران و جهان صرف‌نظر از استثناهای ساختارشکن، چنین زمان‌بندی طولانی خارج از عرف و استانداردهای متداول ارزیابی می‌شود. این افزایش مدت زمانِ نمایش نسبت به الگوی استاندارد، ملال‌آور است؛ به ویژه آنکه فیلمساز تدبیر دراماتیک خاصی برای حفظ پویایی اثر در این بازه زمانی اتخاذ نکرده و بدون ابزارهای لازم سناریوپردازی به بازآفرینی تاریخ پرداخته است. 

هرچند برخی کارشناسان در جریان اکران فیلم، قالب مینی‌سریال را برای این اثر مناسب‌تر ارزیابی کردند، اما به نظر می‌رسد اشکالات ساختاری «بهشت تبهکاران» فراتر از فرآیند تدوین بوده و ساختار فعلی آن حتی در قالب مینی‌سریال نیز کارآمد نخواهد بود.

عدم پیوستگی دراماتیک از دیگر نقاط ضعف برجسته فیلم به شمار می‌رود که اثر را به مجموعه‌ای از تصاویر پراکنده و نامنسجم تبدیل کرده است. روابط شخصیت‌ها با یکدیگر، به‌ویژه نقش‌آفرینی کاراکترهای فرعی زن در ارتباط با قهرمان داستان، نیمه‌کاره رها می‌شود. علاوه بر این، حضورهای گاه‌وبی‌گاه و کم‌اثر برادر تحت تعقیب قهرمان، نشان‌دهنده ضعف در پرداخت شخصیت‌های مکمل و عدم فرجام‌بخشی مناسب به خطوط داستانی فرعی است.

فیلم در پیشبرد داستان اصلی خود ناموفق عمل می‌کند. اثر به جای تمرکز بر هسته مرکزی درام ــ یعنی گره‌گشایی تدریجی از پرونده قتل دهقان و تبیین مناسبات شخصیت‌های درگیر ــ به سمت تکثر بی‌مورد شخصیت‌ها و موقعیت‌های غیرضروری سوق می‌یابد. این رویکرد سبب می‌شود که تا پایان، پرسش کلیدی فیلم مبنی بر «قربانیِ توطئه بودن حسن جعفری یا عاملیت عامدانه او» بی‌پاسخ بماند. 

ورود شخصیت‌های جدید از جمله گروه وکلا در یک‌سوم پایانی فیلم که زمان بیولوژیک رسیدن درام به نقطه اوج است، ساختار اثر را دچار تزلزل می‌کند. این جابه‌جایی ناگهانی لحن، فیلم را به یک درام دادگاهی تبدیل می‌کند؛ ژانری که مستلزم تمهیدات و پیش‌فرض‌های متفاوتی در پرده اول داستان است و نمی‌توان آن را به طور ناگهانی به پایان‌بندی الصاق کرد.

شایسته است در ارزیابی نهایی، به برخی بی‌دقتی‌های مشهود در مرحله کارگردانی و منشی‌گری صحنه اشاره شود.

«بهشت تبهکاران» نمونه‌ای از آسیب‌های ناشی از عدم تناسب میان ایده تاریخی و فرم سینمایی است. این اثر نشان می‌دهد که سابقه طولانی در فیلمسازی، بدون پایبندی به اصول کلاسیک درام‌نویسی و دقت در جزئیات فنی، نمی‌تواند به خلق اثری ماندگار در سینمای تاریخی منجر شود.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه