دانا گزارش می دهد؛
پیمان مکه؛ از ائتلاف سهجانبه تا معادله ایران/ چرا نام تهران محاسبات امنیتی منطقه را تغییر میدهد؟
خبر دعوت احتمالی از ایران برای پیوستن به «پیمان مکه» میان ترکیه، عربستان و پاکستان، معادلات این ائتلاف را وارد مرحله تازهای کرده؛ تحولی که در صورت تحقق میتواند بر آرایش امنیتی غرب آسیا اثر بگذارد.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ پیمان «مکه برای دفاع مشترک» میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در شرایطی شکل گرفته که منطقه غرب آسیا پس از سالها جنگ، بحران و مداخلات خارجی، بیش از هر زمان دیگری با مسئله آینده معماری امنیتی خود مواجه است؛ پیمانی که اگرچه در ظاهر یک توافق دفاعی میان سه کشور است، اما مطرح شدن نام ایران بهعنوان عضو احتمالی، میتواند معادلات پیرامون آن را وارد مرحله تازهای کند.
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره دعوت تهران برای پیوستن به این پیمان منتشر شده است. مهدی رحیمی، رئیس خبرگزاری وابسته به مجلس شورای اسلامی، از دریافت این دعوت و در دست بررسی بودن موضوع خبر داده و شکلگیری یک «چتر امنیتی منطقهای» را اقدامی مثبت ارزیابی کرده است.
با این حال، تاکنون عضویت ایران بهصورت رسمی از سوی تهران یا سه کشور عضو پیمان اعلام نشده است. بنابراین آنچه در حال حاضر میتوان با اطمینان درباره آن سخن گفت، طرح موضوع حضور احتمالی ایران در این چارچوب است، نه عضویت قطعی تهران.
همین تمایز اما از اهمیت موضوع کم نمیکند؛ چرا که ورود احتمالی ایران به چنین سازوکاری میتواند ماهیت و کارکرد پیمان مکه را بهطور جدی تغییر دهد.
پیمان مکه چگونه شکل گرفت؟
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، هفتم اوت توافق «پیمان مکه برای دفاع مشترک» را امضا کردند.
بر اساس این توافق، حمله به هر یک از اعضا، حمله به تمامی اعضا تلقی خواهد شد؛ بندی که هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، آن را به ماده پنجم ناتو تشبیه کرده است.
با این حال، فیدان تأکید کرده که این پیمان علیه ایران یا کشور مشخصی شکل نگرفته است.
سه کشور همچنین ایجاد سازوکارهای مشترک سیاسی و نظامی، برگزاری نشستهای وزرای خارجه و دفاع، دیدار فرماندهان نظامی، رزمایشهای مشترک و همکاری در صنایع دفاعی را دنبال میکنند.
در ظاهر، این توافق را میتوان تلاشی برای تقویت توان دفاعی سه کشور دانست؛ اما اهمیت واقعی آن زمانی روشنتر میشود که این پیمان در بستر تحولات چند سال اخیر منطقه بررسی شود.
چرا نام ایران مهم شده است؟
ایران در معادلات امنیتی غرب آسیا یک بازیگر حاشیهای نیست. تهران از یک سو یکی از قدرتهای اصلی نظامی منطقه است و از سوی دیگر، با هر سه عضو پیمان مکه روابطی متفاوت اما مهم دارد.
ایران با پاکستان مرز مشترک دارد و در سالهای اخیر همکاریهای امنیتی دو کشور افزایش یافته است. روابط تهران و آنکارا نیز باوجود اختلافات سیاسی در برخی پروندهها، گسترده و چندلایه است.
از سوی دیگر، ایران و عربستان طی سالهای اخیر مسیر تنشزدایی را دنبال کردهاند و دو کشور تلاش کردهاند اختلافات خود را از مسیر گفتوگو مدیریت کنند.
به همین دلیل، اگر دعوت از تهران واقعاً صورت گرفته باشد، نمیتوان آن را صرفاً یک دعوت تشریفاتی تلقی کرد.
ورود ایران میتواند پیمان مکه را از یک توافق دفاعی سهجانبه به بستری برای شکلگیری یک سازوکار امنیتی گستردهتر در منطقه تبدیل کند.
این همان نقطهای است که حساسیت بازیگران خارج از منطقه نسبت به این پیمان افزایش پیدا میکند.
از پیمان بغداد تا پیمان مکه
پیمان مکه در حالی متولد شده که تاریخ خاورمیانه مملو از نمونههای مختلف ائتلافهای امنیتی است.
در سال ۱۹۵۵، «پیمان بغداد» با مشارکت بریتانیا، ترکیه، ایران دوران پهلوی، پاکستان و عراق شکل گرفت. این پیمان در چارچوب سیاست غرب برای مهار اتحاد جماهیر شوروی در منطقه تعریف میشد و یکی از نمونههای مهم تلاش قدرتهای خارجی برای ایجاد یک شبکه امنیتی در خاورمیانه بود.
دههها بعد نیز آمریکا بارها تلاش کرد ساختارهای مشابهی را در منطقه ایجاد کند؛ از ائتلافهای نظامی گرفته تا سازوکارهای پدافندی و طرحهایی که در مقاطع مختلف با عنوان «ناتوی خاورمیانه» مطرح شدند.
اما تفاوت امروز با دوران جنگ سرد، افزایش قدرت بازیگران منطقهای و کاهش تمایل برخی کشورها به وابستگی مطلق امنیتی به واشنگتن است.
آمریکا؛ ناظر یا بازیگر پشت پرده؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره پیمان مکه، جایگاه آمریکا در این معادله است.
دونالد ترامپ بلافاصله پس از امضای توافق از آن استقبال کرد و پیمان را «گامی بزرگ، جسورانه و مهم» توصیف کرد.
این استقبال قابل توجه است؛ زیرا هر سه عضو فعلی پیمان، به نوعی در ساختار امنیتی آمریکا جایگاه دارند.
ترکیه عضو ناتو است، پاکستان سابقه طولانی همکاری امنیتی با واشنگتن دارد و عربستان نیز یکی از مهمترین شرکای راهبردی آمریکا در منطقه محسوب میشود.
بنابراین نمیتوان در شرایط فعلی پیمان مکه را یک بلوک ضدآمریکایی دانست؛ اما از سوی دیگر، نمیتوان تحولات جدید منطقه را صرفاً امتداد سیاستهای واشنگتن نیز تلقی کرد.
واقعیت این است که کشورهای منطقه طی سالهای اخیر به سمت تنوعبخشی به روابط خارجی و امنیتی خود حرکت کردهاند؛ رویکردی که در سیاست خارجی عربستان بیش از سایر کشورها قابل مشاهده است.
عربستان به دنبال چیست؟
ریاض در سالهای اخیر تلاش کرده است میان حفظ روابط راهبردی با آمریکا و گسترش روابط با دیگر قدرتها تعادل ایجاد کند.
عربستان همزمان روابط خود با چین و روسیه را توسعه داده، مسیر تنشزدایی با ایران را دنبال کرده و در عین حفظ همکاری دفاعی با آمریکا، به دنبال افزایش ظرفیتهای مستقل امنیتی خود بوده است.
ریاض احتمالاً به دنبال آن است که در کنار برخورداری از حمایت آمریکا، گزینههای دیگری نیز برای مدیریت بحرانهای امنیتی در اختیار داشته باشد.
این به معنای قطع رابطه با واشنگتن نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر در محاسبات کشورهای منطقه است؛ کشورهایی که پس از تجربه جنگهای متعدد و تحولات امنیتی سالهای اخیر، دیگر نمیخواهند امنیت خود را تنها به تصمیم یک قدرت خارجی گره بزنند.
چرا برخی در تلآویو نگران شدهاند؟
در همین نقطه، نگرانی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی قابل فهم میشود.
اگر پیمان مکه صرفاً به یک ائتلاف سهجانبه محدود بماند، تأثیر آن بر معادلات منطقهای محدودتر خواهد بود. اما اگر کشورهای بیشتری به این چارچوب اضافه شوند و بهویژه ایران نیز وارد آن شود، ساختار جدید میتواند به یک سازوکار مهم گفتوگوی امنیتی در منطقه تبدیل شود.
این تحول برای رژیم صهیونیستی مطلوب نیست؛ چرا که بخشی از راهبرد تلآویو در سالهای گذشته بر ایجاد شکاف میان کشورهای منطقه و قرار دادن ایران در مقابل مجموعهای از کشورهای عربی و غیرعربی استوار بوده است.
پروژههایی که در سالهای گذشته تحت عنوان «ناتوی خاورمیانه» یا ائتلاف پدافند هوایی منطقهای دنبال شدند نیز در همین چارچوب قابل بررسی هستند؛ پروژههایی که هدف اصلی آنها ایجاد شبکهای برای مقابله با تهدیدات ادعایی از سوی ایران بود.
اکنون اگر همان کشورها به سمت سازوکاری حرکت کنند که ایران نیز امکان حضور در آن را داشته باشد، بخشی از این معادله تغییر خواهد کرد.
پیمان مکه؛ علیه اسرائیل نیست، اما میتواند موازنه را تغییر دهد
این توافق را نمیتوان در شرایط فعلی یک ائتلاف ضداسرائیلی دانست. عربستان هنوز روابط راهبردی خود با آمریکا را حفظ کرده، ترکیه عضو ناتو است و پاکستان نیز روابط گستردهای با واشنگتن دارد. بنابراین تعبیر «ائتلاف ضداسرائیلی» درباره پیمان مکه، دقیق نیست.
اما مسئله مهمتر این است که پیمان مکه حتی بدون آنکه علیه اسرائیل شکل گرفته باشد، میتواند در صورت گسترش، بر محاسبات تلآویو اثر بگذارد.
زیرا شکلگیری یک چارچوب امنیتی منطقهای با مشارکت قدرتهای مهم غرب آسیا، میتواند به تدریج ایده انحصار امنیتی آمریکا و اسرائیل بر منطقه را با چالش مواجه کند.
غیبت مصر و اردن چه میگوید؟
در میان تحولات مربوط به پیمان مکه، نبود مصر و اردن نیز قابل توجه است.
این دو کشور از متحدان سنتی آمریکا در منطقه محسوب میشوند و سابقه همکاری گسترده امنیتی با واشنگتن دارند.
البته گزارشهایی درباره بررسی گزینههای عضویت کشورهای دیگر منتشر شده است، اما فعلاً پیمان با حضور سه کشور آغاز شده است.
یکی از دلایل احتمالی احتیاط برخی کشورهای منطقه، نگرانی از تعهدات دفاع جمعی است.
وقتی توافقی اعلام میکند حمله به یک عضو، حمله به همه اعضا تلقی میشود، پیوستن به آن به معنای پذیرش مسئولیتهای نظامی سنگین در شرایط بحران است.
در منطقهای که تنش میان رژیم صهیونیستی و کشورهای مختلف روزبهروز افزایش یافته و احتمال گسترش جنگها همچنان وجود دارد، طبیعی است که برخی کشورها نسبت به چنین تعهداتی محتاط باشند.
آیا یک «قطب سوم» در راه است؟
برخی تحلیلگران غربی پیمان مکه را تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد یک «قطب سوم» میدانند؛ قطبی که نه کاملاً در اردوگاه آمریکا قرار داشته باشد و نه الزاماً در برابر ایران تعریف شود.
ترکیه عضو ناتوست، عربستان همچنان شریک راهبردی آمریکا محسوب میشود و پاکستان نیز روابط امنیتی دیرینهای با واشنگتن دارد.
بنابراین پیمان مکه فعلاً یک بلوک مستقل در برابر آمریکا نیست. با این حال، اتفاق مهمتری در حال وقوع است: کشورهای منطقه در حال افزایش قدرت مانور خود هستند.
این کشورها میخواهند در کنار روابط سنتی با آمریکا، گزینههای دیگری نیز برای مدیریت امنیت، اقتصاد و سیاست خارجی داشته باشند.
از این منظر، پیمان مکه را باید بخشی از روندی بزرگتر دانست؛ روندی که در آن نظم تکمحوری گذشته در خاورمیانه با فشار فزایندهای روبهرو شده است.
ورود احتمالی ایران؛ فرصت یا چالش؟
در چنین شرایطی، حضور احتمالی ایران میتواند مهمترین متغیر آینده پیمان مکه باشد.
اگر تهران دعوت دریافت کرده باشد و در نهایت تصمیم به مشارکت بگیرد، ایران میتواند از یک سو در شکلدهی به سازوکارهای امنیتی منطقه نقش ایفا کند و از سوی دیگر مانع تبدیل پیمان به یک ساختار امنیتی علیه خود شود.
از طرف مقابل، پذیرش چنین دعوتی نیازمند بررسی دقیق جزئیات توافق، تعهدات دفاعی، سازوکار تصمیمگیری و نسبت آن با سایر ترتیبات امنیتی منطقه است.
ایران نباید صرفاً بر اساس عنوان «دفاع مشترک» درباره این پیمان تصمیم بگیرد؛ بلکه باید مشخص شود این سازوکار در عمل چه اهدافی را دنبال میکند و عضویت احتمالی تهران چه حقوق و تعهداتی ایجاد خواهد کرد.
با این حال، اصل دعوت احتمالی را میتوان یک تحول قابل توجه دانست؛ زیرا نشان میدهد در معادلات جدید منطقه، حذف ایران از ترتیبات امنیتی خاورمیانه دیگر به سادگی گذشته نیست.
آزمونی برای آینده امنیت منطقه
پیمان مکه هنوز یک «ناتوی خاورمیانه» نیست و نمیتوان آن را یک بلوک ضدآمریکایی یا ضداسرائیلی دانست.
اما این پیمان میتواند نشانه یک تغییر مهم باشد: کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال آن هستند که خودشان درباره امنیت خود تصمیم بگیرند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، معماری امنیتی غرب آسیا به تدریج از مدل سنتی «امنیت از بیرون» فاصله خواهد گرفت و به سمت مدل پیچیدهتری حرکت خواهد کرد که در آن قدرتهای منطقهای نقش بیشتری در تعیین قواعد بازی دارند.
در این میان، ایران مهمترین متغیر این معادله است.
دعوت احتمالی تهران اگر به عضویت منجر شود، میتواند پیمان مکه را از یک توافق سهجانبه میان ترکیه، عربستان و پاکستان به بستری برای شکلگیری گفتوگوی امنیتی گستردهتر در منطقه تبدیل کند؛ و اگر تهران خارج از آن بماند، این پرسش همچنان پابرجا خواهد بود که پیمان مکه قرار است بخشی از معماری امنیتی مستقل منطقه باشد یا صرفاً نسخهای جدید از همان ائتلافهایی که طی دهههای گذشته برای مدیریت امنیت خاورمیانه از بیرون طراحی شدهاند.
در نهایت، اهمیت پیمان مکه نه فقط در مفاد دفاعی آن، بلکه در جهتی است که برای آینده نظم امنیتی غرب آسیا ترسیم میکند؛ نظمی که این بار، برخلاف گذشته، ایران را نمیتوان به سادگی از معادله آن حذف کرد.
ارسال دیدگاه