مشتعیسی گفت: «زندگی اینجا به دل من نمیچسبد.» میدانستم منظورش چیست، چون همیشه آرزوی شهادت را داشت، آن روز خیلی گرم بود، من فرشته را کول کردم و بدرقهاش رفتم.
صفحه 1 از 1