آماده شده بود تا سر کار برود؛ از پایگاه زنگ زدند که بیا برای ماموریت. در دل مادر اما قیامتی برپا بود و وجودش مثل سیر و سرکه میجوشید؛ او با پای تن میرفت و مادر با …
صفحه 1 از 1