گریه امانش را بریده و لحظهای امانش نمیدهد گوشه روسری را در دست گرفته و می گوید بابایی 17 روز است که دلتنگتم؛ چراغ خانه مان بی تو خاموش است، انگار دردانه بابا هنوز…
صفحه 1 از 1