دختری وحشتزده گریه امانش را برید و صحبتش قطع شد، بعد از چند لحظه گفت: مدتها بود که از محیط خانه بیزار شده بودم، پدرم معتاد و بسیار سخت گیر است، هرگاه که موادش تام…
صفحه 1 از 1