گزارش دانا از فتح «محور اقتصاد» توسط مقاومت؛
چرا نبرد یمن، معادله اقتصاد جهان را تغییر میدهد؟
تحولات اخیر در یمن و تسلط انصارالله بر سواحل دریای سرخ و تنگه بابالمندب را نباید صرفاً یک جنگ داخلی یا حتی رویارویی منطقهای محدود دید. آنچه در حال وقوع است، نشانه شکلگیری یک «محور گلوگاهها» است؛ شبکهای از نقاط جغرافیایی که کنترل یا تهدید آنها میتواند هزینه حرکت انرژی، کالا و قدرت نظامی را در مقیاس جهانی تغییر دهد.
به گزارش خبرنگار اقتصادی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تنگه بابالمندب، مسیر اتصال دریای سرخ به خلیج عدن و از آنجا به اقیانوس هند است. اهمیتی که این تنگه در شرایط عادی شاید تنها در حد یک آبراه تجاری باشد، اکنون به نقطهای حیاتی برای اقتصاد جهانی تبدیل شده است. در صورت بسته شدن این تنگه، حدود ۷ درصد از عرضه جهانی نفت و فرآوردههای نفتی و نزدیک به ۱۲ درصد تجارت جهانی با محدودیت مواجه خواهد شد .
نکته کلیدی اینجاست که این تنگه، بهطور سنتی بهعنوان مسیر جایگزین برای تنگه هرمز شناخته میشد. عربستان سعودی سالها سرمایهگذاری سنگینی بر روی خط لوله شرق-غرب و صادرات نفت از طریق بندر ینبع در دریای سرخ انجام داده بود تا در صورت بسته شدن هرمز، بتواند جریان صادرات خود را حفظ کند. اما اکنون با تسلط انصارالله بر سواحل یمن و تهدید بابالمندب، همان مسیر جایگزین نیز در معرض فشار قرار گرفته است . این یک پارادوکس ژئوپلیتیک است: هرچه تلاش برای دور زدن یک گلوگاه بیشتر شود، ارزش گلوگاههای دیگر افزایش مییابد و اگر هر دو گلوگاه همزمان ناامن شوند، سازوکار جبرانی از بین میرود.
دو گلوگاه، یک معادله؛ ایران و «محور مقاومت» در قلب محاسبات جهانی
تحلیلگران غربی سالها تصور میکردند که ایران در برابر فشار حداکثری آمریکا، ناگزیر به عقبنشینی است. اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، ظهور یک معماری جدید از قدرت است که در آن ایران و شرکای منطقهای آن، از طریق کنترل غیرمستقیم بر گلوگاههای انرژی، محاسبات هزینه/ریسک قدرتهای بزرگ را تغییر میدهند.
دیوید شنکر، معاون پیشین وزیر خارجه آمریکا، در این باره هشدار داده است: «بدترین سناریو برای واشنگتن آن است که ایران بتواند بر دو گلوگاه اصلی انرژی جهان، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب، نفوذ پیدا کند. چنین شرایطی یک اهرم فشار بسیار بزرگ در اختیار ایران قرار میدهد» .
این ارزیابی نشان میدهد که حتی مقامات سابق آمریکایی نیز به این واقعیت اذعان دارند که شبکه گلوگاهها به یک اهرم راهبردی برای ایران و جبهه مقاومت تبدیل شده است. استیون ورتهایم، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی، نیز تصریح کرده است: «ترامپ تلاش کرده بود با اعمال فشار اقتصادی بر ایران، سطح درگیری نظامی را به اندازهای محدود نگه دارد که اقتصاد آمریکا آسیب نبیند، اما حوثیها این برنامه ترامپ را برهم زدهاند» .
اثرگذاری بر اقتصاد آمریکا؛ از «پترودلار» تا عوائد اوراق خزانه
نکته کلیدی اینجاست که تحولات اخیر تنها یک مساله نظامی یا امنیتی نیست؛ این یک مساله اقتصادی با ابعاد جهانی است. در نظام مالی جهانی، چرخه «پترودلار» از دهه ۱۹۷۰ یکی از پایههای سلطه دلار بوده است: کشورهای صادرکننده نفت، درآمدهای نفتی خود را به دلار دریافت کرده و سپس این درآمدها را در اوراق خزانه آمریکا سرمایهگذاری میکردند. این چرخه، هزینه استقراض آمریکا را پایین نگه میداشت .
اما جنگ اخیر، این چرخه را از دو طرف تحت فشار قرار داده است. گزارش روزنامه ژاپنتایمز نشان میدهد که بانکهای مرکزی خارجی، پس از آغاز جنگ، برای چند هفته متوالی فروشنده خالص اوراق خزانه آمریکا بودهاند. میزان دارایی اوراق خزانه آمریکا نزد بانک فدرال رزرو نیویورک حدود ۸۲ میلیارد دلار کاهش یافته و به حدود ۲.۷ تریلیون دلار رسیده است؛ رقمی که پایینترین سطح از سال ۲۰۱۲ عنوان شده است .
همچنین، صحنههای از بازار سندات آمریکا نشان میدهد که عوائد اوراق ۱۰ ساله خزانه آمریکا به بالاترین سطح خود رسیده است. فایننشال تایمز گزارش داده که عوائد ۳۰ ساله اوراق خزانه آمریکا به ۵.۳۸ درصد رسیده که بالاترین سطح در حدود دو دهه اخیر است . محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز در واکنش به ادعاهای وزیر خزانهداری آمریکا درباره خروج ۱۳۰ میلیون بشکه نفت از هرمز، با کنایه به افزایش عوائد اوراق خزانه آمریکا نوشت: «عوائد میسوزد» .
اروپا؛ زمستانی سرد در انتظار اقتصاد سبز؟
اگر آمریکا از سوختش میسوزد، اروپا تحت فشار مضاعف قرار دارد. قیمت گاز طبیعی در اروپا به بالاترین سطح سه سال گذشته رسیده است. قیمت گاز در بریتانیا نسبت به سپتامبر گذشته ۱۲۵ درصد افزایش یافته، در حالی که نفت برنت در همین بازه زمانی حدود ۵۰ درصد گرانتر شده است.
ذخایر گاز اروپا هماکنون در پایینترین سطح ۱۵ سال گذشته قرار دارد. ذخایر گاز آلمان در ابتدای سپتامبر تنها ۵۳ درصد پر بود که ضعیفترین سطح در ۱۵ سال گذشته محسوب میشود. کارشناسان انرژی هشدار دادهاند که پاییز امسال گرانترین فصل تاریخ برای بنزین و بهویژه گازوئیل در اروپا خواهد بود و همین موضوع، تورم را به تمام بخشهای اقتصاد این قاره تزریق میکند.
ماروا سونا، استاد روابط بینالملل دانشگاه قیریقلعه ترکیه، در این باره تأکید کرده است: «اگر بابالمندب نیز همزمان با هرمز بسته شود، افزایش قابل توجه قیمت نفت و بنزین را باید انتظار داشت. اثرات آن به شدت در اروپا و آسیا احساس خواهد شد، زیرا حجم قابلتوجهی از انرژی از بابالمندب به این مناطق منتقل میشود» .
نرخ بیمه؛ شاخصی که عمق بحران را نشان میدهد
یکی از شاخصهای کلیدی که عمق اثرگذاری این تحولات بر اقتصاد جهانی را نشان میدهد، نرخ بیمه ریسک جنگ برای عبور از تنگههای هرمز و بابالمندب است. بر اساس گزارشهای صنعت بیمه، حق بیمه عبور از تنگه هرمز از ۰.۲۵ درصد ارزش بدنه کشتی به حدود ۵ درصد رسیده که رشدی نزدیک به ۱۹۰۰ درصد را نشان میدهد . برای یک نفتکش ۱۰۰ میلیون دلاری، این یعنی هزینه بیمه هر سفر حدود ۵ میلیون دلار.
در بابالمندب نیز نرخ بیمه بهسرعت افزایش یافته است. پس از اعلام محاصره دریایی انصارالله علیه عربستان، نرخ بیمه عبور از این تنگه از حدود ۰.۳ درصد به بیش از ۱ درصد ارزش کشتی رسیده است . برای کشتیهایی که به بنادر جنوبی عربستان (جیزان و الشقیق) تردد میکنند، نرخ بیمه تا ۳ درصد نیز رسیده است .
کارشناسان بیمه معتقدند که افزایش نرخ بیمه، خود به یک سد غیرقابل عبور برای تجارت تبدیل شده است. گاوار آگاروال، مدیر بخش دریایی شرکت کارگزاری بیمه «پرودنت»، میگوید: «نرخهای بیمه ریسک جنگ در پی تنشهای مجدد، بین ۵۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش یافته است. کشتیها بهطور فزایندهای از دریای سرخ اجتناب میکنند و مسیر طولانیتر دور آفریقا را انتخاب میکنند که زمان سفر و هزینههای حمل را افزایش میدهد» .
«گلوگاهها»؛ استراتژی جدید ایران در برابر فشار حداکثری
آنچه در حال شکلگیری است، عبور از مفهوم سنتی «محور مقاومت» به یک شبکه جغرافیایی از نقاط فشار است. هرمز در شرق، بابالمندب در جنوب غرب و مجموعهای از زیرساختهای انرژی و مسیرهای زمینی در میان آنها، دیگر پروندههای جداگانه نیستند؛ هر کدام بخشی از یک معماری بزرگتر را تشکیل میدهند که در آن قدرت ایران و شرکای آن نه فقط از طریق حمله مستقیم، بلکه از طریق تغییر محاسبه هزینه/ریسک اعمال میشود .
این استراتژی یک مزیت مهم برای تهران دارد: ایران برای افزایش هزینه راهبردی رقیب، الزاماً مجبور نیست در همه نقاط حضور مستقیم داشته باشد. بازیگران محلی مانند انصارالله در یمن میتوانند در جغرافیای خود عمل کنند و در عین حال، اثر ژئوپلیتیک اقداماتشان از مرزهای ملی عبور کند. گزارش مؤسسه مطالعات جنگ نیز اخیراً تصریح کرده که پیشروی انصارالله در ساحل دریای سرخ، در کنار فشار ایران بر هرمز، میتواند یک اهرم مضاعف علیه آمریکا و متحدان منطقهای آن ایجاد کند .
جغرافیا به ابزار قدرت تبدیل شده است
به گزارش راه دانا؛ تحولات یمن و تسلط انصارالله بر بابالمندب، صرفاً یک پیشروی نظامی نیست؛ بلکه نشانه ورود غرب آسیا به مرحلهای است که در آن گلوگاهها از مرزهای کشورها مهمتر میشوند و بازیگران منطقهای از طریق آنها در سیاست جهانی اثر میگذارند.
نکات کلیدی:
-
بابالمندب به یک نقطه فشار راهبردی برای ایران و جبهه مقاومت تبدیل شده و مسیر جایگزین هرمز را نیز ناامن کرده است.
-
بانکهای مرکزی خارجی در حال فروش اوراق خزانه آمریکا هستند و نرخ بهره این اوراق به بالاترین سطح دو دهه اخیر رسیده است.
-
اروپا با کمبود شدید گاز و افزایش هزینه انرژی مواجه است و زمستانی سرد و گران در پیش دارد.
-
نرخ بیمه عبور از گلوگاهها بهشدت افزایش یافته و به یک سد اقتصادی برای تجارت جهانی تبدیل شده است.
-
کارشناسان غربی اذعان دارند که ایران توانسته با تسلط بر دو گلوگاه اصلی انرژی، اهرم فشار بسیار بزرگی در برابر آمریکا و متحدانش ایجاد کند.
در چنین شرایطی، آنچه در یمن رخ میدهد، تنها یک جنگ داخلی نیست؛ آزمونی برای «جغرافیای جدید قدرت» است. اگر هرمز و بابالمندب در یک معادله واحد دیده شوند، دیگر نمیتوان از ایران صرفاً بهعنوان یک قدرت منطقهای سخن گفت. سخن از قدرتی است که میتواند همزمان بر انرژی، تجارت، امنیت دریایی و محاسبات نظامی چند قدرت بزرگ اثر بگذارد.
ارسال دیدگاه