دانا گزارش میدهد؛
برنامه باضیا؛ وقتی شهرت دیروز، خرج بیقانونی امروز میشود
چرخش علی ضیا از اجرای چارچوبمند تلویزیونی به سمت جنجالآفرینیهای بیضابطه در یوتیوب و نمایش خانگی، نشان میدهد که وقتی راستیآزمایی و اخلاق حرفهای قربانی کلیکخوری شوند، حاصل کار چیزی جز پروندههای قضایی و تخریب اعتبار رسانهای نخواهد بود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ تحولات اخیر پیرامون فعالیتهای رسانهای علی ضیا، از پادکست یوتیوبی «با ضیا» گرفته تا تولید برنامه «گنگ» در شبکه نمایش خانگی، نشاندهنده چرخشی نگرانکننده و معنادار در کارنامه مجریای است که روزگاری به عنوان چهرهای شاخص و پرورشیافته در چارچوبهای رسمی صداوسیما شناخته میشد. رصد دقیق وقایع چند ماه گذشته و بررسی حواشی حقوقی و فرهنگی اخیر نشان میدهد که عطش وایرال شدن، فقدان مسئولیتپذیری رسانهای و تهیشدن برنامهسازی از پژوهش و اخلاق حرفهای، چگونه میتواند یک برند رسانهای را به ورطه حاشیهسازیهای مخرب و اقدامات ساختارشکنانه بکشاند.
نقطه اوج بحران در برنامه اینترنتی «با ضیا» زمانی آشکار شد که این پلتفرم بدون کمترین احساس مسئولیت و راستی آزمایی، تریبون خود را در اختیار ادعاهای عجیب و غیرمستند مهمانانی قرار داد که با بازی با امنیت روانی جامعه، خط قرمزهای حقوقی و اخلاقی را زیر پا گذاشتند. نمونه بارز این اتفاق، اظهارات پوریا بختیاری (بلاگر اقتصادی) پیرامون مسائل ارزی و نحوه تصمیمگیری در بالاترین سطوح اجرایی کشور بود؛ ادعاهایی تخیلی و توهینآمیز مبنی بر سفارش انیمیشنهای چنددقیقهای برای آموزش الفبای اقتصاد به شهید ابراهیم رئیسی به بهانه عدم درک اقتصادی ایشان. این ادعاها نهتنها بلافاصله با تکذیب قاطع چهرههای مطلع دولت سیزدهم، شکایت رسمی بنیاد شهید رئیسی و اعلان اعلام جرم از سوی دادستانی تهران به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی روبهرو شد، بلکه پرده از نقش مخرب مجری برنامه به عنوان یک شنونده منفعل و راضی به جنجال برداشت.
علی ضیا در این برنامه به جای ایفای نقش یک مصاحبهگر حرفهای و پرسشگرِ مستندات، نقش بلندگوی شایعات را بر عهده گرفت تا تنها چند ثانیه محتوای تند و جنجالی برای شبکههای اجتماعی استخراج کند؛ رویکردی که مرز باریک میان نقد منصفانه اقتصادی و سیاهنمایی غیرواقعی را به کلی محو کرد.
این فروپاشی حرفهای تنها به مباحث سیاسی و اقتصادی محدود نماند؛ بلکه در حوزه فرهنگی و سرگرمی نیز با تولید برنامه «گنگ» در بستر شبکه نمایش خانگی به اوج رسید. این برنامه که به جای یک جریانسازی فاخر هنری، به نمایشگاهی از شوخیهای سخیف، فضای بیضابطه و رسمیتبخشی به محتواهای زیرزمینی و دور از عرف جامعه تبدیل شد، اعتراض گسترده نهادها و ناظران فرهنگی را برانگیخت. خروجی این تولیدات، نوعی عادیسازی رفتارها و ادبیاتی است که ارزشهای عمومی و پایههای اخلاق رسانهای را نشانه رفته است. خطر اصلی این نوع برنامهسازی آنجاست که چهرهای با سالها تکیه بر اعتبار و سرمایه رسانه ملی، اکنون تمام هویت پیشین خود را صرف پیشروی در بیقاعدگی و تولیدات بلاگری و ابتذالمحور در پلتفرمهای خصوصی میکند.
علی ضیا دچار یک بحران هویت رسانهای عمیق شده است. او برای جبران جاماندگی از تحولات فضای مجازی، به سادهترین و البته پرهزینهترین مسیر روی آورده است: شکستن پردههای حیا و عرف از یک سو، و بیمبالاتی در طرح ادعاهای غیرمستند و خلاف واقع از سوی دیگر. استراتژی تکیه بر جنجالهای پوشالی و خوراکرسانی ناخواسته به رسانههای معاند، شاید در کوتاهمدت توجه کاربران فضای مجازی را جلب کند، اما در بلندمدت حاصلی جز پیگردهای مکرر قضایی، تضعیف اعتماد عمومی و بیآبرویی حرفهای به همراه نخواهد داشت.
بازگشت به اخلاق رسانهای، پایبندی به قانون و تعهد به حقیقت، تنها مسیری است که میتواند بقای تولیدکنندگان محتوا را تضمین کند؛ مسیری که متأسفانه برنامهسازان «با ضیا» و «گنگ» تا این لحظه خلاف جهت آن حرکت کردهاند.
ارسال دیدگاه