دانا گزارش می دهد؛
پایان سکوت سالنهای بزرگ پایتخت
مدیریت موسیقی کشور از برنامه فشرده برای بازگرداندن کنسرتهای پرجمعیت به تهران خبر داده است.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ صنعت موسیقی زنده در کلانشهر تهران پس از یک دوره رکود و وقفه طولانی، اکنون در مرحله حساس انتقال از فاز تثبیت به فاز توسعه قرار گرفته است. صنعتی که مدتی به دلیل حوادث تروریستی دی ماه و سپس جنگ رمضان و فضای غبارآلود جامعه، دچار رکود شد. اما تازه تریم اظهارات مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گویای آن است که سیاستگذاری فعلی دولت بر مبنای الگوی «توسعه گامبهگام و مدیریت تقاضا» طراحی شده است.
در این الگو، فعالسازی جریان کنسرتها از شهرهای کوچک و استانها آغاز شده و در گام دوم به سالنهای زیر ۱۰۰۰ نفر پایتخت همچون تالار وحدت و رودکی رسیده است. اکنون نقطه عطف این سیاست، برنامهریزی برای بازگشایی سالنهای بالای ۱۵۰۰ نفر تا پایان شهریورماه است.
یکی از مهمترین محورهای مورد اشاره این مقام مسئول، اذعان صریح به «کمبود زیرساخت مناسب به عنوان مانع اصلی برگزاری اجراهای بزرگ است.
باتوجه به اینکه تهران به عنوان یک ابرشهر ۱۰ میلیونی، از فقدان سالنهای اختصاصی و استاندارد کنسرت (Acoustic Arenas) رنج میبرد. اینکه مدیریت موسیقی کشور پس از ۱۵ ماه تلاش، هنوز از راهکارهایی نظیر «تغییر کاربری اماکن» یا «استفاده از فضاهای روباز» سخن میگوید، نشاندهنده فقر عمیق سرانه فضاهای فرهنگی استاندارد در پایتخت است.
پیشنهاد بهرهگیری از فضاهای روباز، اگرچه در کوتاهمدت میتواند بخشی از بار تقاضا را تخلیه کند، اما به دلیل متغیرهای اقلیمی، چالشهای آلودگی صوتی، و ضوابط خاص انتظامی-امنیتی، راهکاری پایدار برای صنعت موسیقی محسوب نمیشود و بیشتر یک «مسکّن موقت» است.
اینکه برگزاری کنسرت در سالنهای بزرگ «نیازمند هماهنگی، تدارکات و اقدامات تهیهکنندگان» است، بار اصلی مسئولیت را از دوش نهاد نظارتی/دولتی برداشته و آن را به سطح توان اجرایی و صنفی بخش خصوصی (تهیهکنندگان) منتقل میکند.
تعیین افق زمانی «پایان شهریور» به عنوان موعد بازگشت سالنهای بالای ۱۵۰۰ و ۲۰۰۰ نفر، ابزاری برای «مدیریت انتظارات بدنه جامعه و صنف» است. این تعیپین زمان، از سویی امید را در رگهای اقتصاد هنر تزریق میکند و از سوی دیگر به مدیریت کلان زمان میخرد تا هماهنگیهای بینبخشی را تکمیل کند.
کنسرتهای سالنهای کوچک (زیر ۱۰۰۰ نفر) اگرچه برای حفظ پویایی نام هنرمندان و تنفس بدنه موسیقی لازم است، اما به هیچوجه پاسخگوی توجیه اقتصادی و بازگشت سرمایهگذاریهای سنگین این صنعت نیست.
اظهارات رضایی درباره تلاش برای بازگرداندن سالنهای بزرگ به چرخه اجرا، نشاندهنده درک این واقعیت است که پایداری اقتصاد موسیقی، منوط به فعالسازی سالنهای بزرگمقیاس است؛ زیرا تنها در این ظرفیتهاست که معادلات تعیین قیمت بلیط، هزینههای اجاره سالن و سودآوری تهیه کننده و هنرمند به تعادل میرسد.
سخنان بابک رضایی را میتوان نشانهای از «اراده مدیریتی برای عادیسازی کامل جریان موسیقی کشور» دانست. با این حال، موفقیت این رویکرد به دو متغیر اصلی بستگی دارد که آیا تمامی دستگاههای تصمیمگیر و نظارتی خارج از وزارت ارشاد نیز با این تقویم زمانی (پایان شهریور) همراه خواهند بود؟ و نیز آیا سالنهای در حال تغییر کاربری یا بازگشایی، استانداردهای کیفی لازم برای میزبانی از رویدادهای بزرگ را خواهند داشت؟
در نهایت، پایان شهریورماه آزمونی مهم برای مدیریت فرهنگی کشور خواهد بود تا مشخص شود آیا الگوی «برنامهریزی گامبهگام» میتواند انسداد زیرساختی و اجرایی کنسرتهای بزرگ در پایتخت را بهطور کامل برطرف سازد یا خیر.
ارسال دیدگاه