دانا گزارش می دهد؛
مردان در محاصره ویترین اینستاگرام؛ وقتی «طبیعی بودن» دیگر کافی نیست
روزگاری برای مردان، اصلاح مو و مرتبکردن ریش پایان ماجرای آراستگی بود؛ امروز اما ویترین اینستاگرام نسخه دیگری از «مرد جذاب» را تبلیغ میکند.
به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزگاری آراستگی مردانه با اصلاح مو، مرتبکردن ریش و نهایتاً استفاده از یک عطر خوب تمام میشد؛ اما حالا بازار زیبایی برای مردان نسخههای تازهای دارد؛ از میکروبلیدینگ ابرو و شیدینگ لب تا بنمژه، پاکسازیهای تخصصی، بوتاکس و فرمدهی صورت. پشت این تغییر فقط توسعه یک بازار تازه نیست؛ مسئله از جایی جدی میشود که شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، استانداردی از «مرد جذاب» میسازند که در آن چهره طبیعی کمکم شبیه یک نسخه ناقص دیده میشود.
مردان از صندلی اصلاح به میز زیبایی رسیدند
اگر تا چند سال پیش صحبت از زیبایی مردان بیشتر به اصلاح و پیرایش محدود میشد، امروز کافی است سری به فضای مجازی بزنیم تا با بازاری کاملاً متفاوت روبهرو شویم.
صفحات اختصاصی خدمات زیبایی مردان در ایران، خدماتی مانند میکروبلیدینگ ابرو را بهصورت تخصصی تبلیغ میکنند. یکی از این صفحات که خود را مرکز تخصصی میکروبلیدینگ آقایان در تهران معرفی میکند، نزدیک به ۴۰ هزار دنبالکننده دارد و نمونهکارهای خود را در اینستاگرام منتشر میکند. در تبلیغات این صفحه نیز بر «طبیعی» بودن نتیجه و متناسبسازی ابرو با چهره مردان تأکید شده است.
ماجرا البته به ابرو ختم نمیشود. در بازار خدمات زیبایی مردانه، خدماتی مانند شیدینگ لب، بنمژه، لیفت ابرو، پاکسازی پوست، کراتین مو، اسکالپ سر و حتی خدمات تزریقی و جوانسازی نیز تبلیغ میشود. برخی مراکز زیبایی نیز بهطور مشخص خدماتی مانند بوتاکس آقایان، فیلر و فرمدهی صورت را عرضه میکنند.
پس اتفاقی که در حال رخ دادن است فقط تغییر یک خدمت آرایشی نیست؛ بازار زیبایی دارد تعریف تازهای از مصرفکننده مرد پیدا میکند. اما سؤال مهمتر این است؛ چرا؟
پاسخ را نمیتوان فقط در علاقه مردان به آراستگی جستوجو کرد. آراستگی همیشه بخشی از زندگی اجتماعی انسان بوده است؛ اما تفاوت امروز در شدت و تداوم مواجهه با تصاویر ایدهآل است.
مرد جوان امروز فقط با آینه اتاقش روبهرو نیست. او در طول روز با صدها چهره، بدن، مدل مو، فک، ابرو و پوست مواجه میشود؛ چهرههایی که بسیاری از آنها با نور، زاویه، فیلتر، ویرایش تصویر یا اقدامات زیبایی به نمایش گذاشته شدهاند.
در این شرایط، مقایسه دیگر میان «من و آدمهای واقعی اطرافم» نیست؛ بلکه میان «من واقعی» و «بهترین قاب انتخابشده از زندگی دیگران» شکل میگیرد. همینجا است که یک خطر اجتماعی آغاز میشود: ویترین، جای واقعیت را میگیرد.
اینستاگرام فقط تبلیغ نمیکند؛ معیار میسازد
یکی از تفاوتهای شبکههای اجتماعی با تبلیغات سنتی این است که مخاطب فقط یک آگهی را نمیبیند؛ بلکه دائماً در معرض تکرار یک الگو قرار میگیرد.
یک بار تصویر مردی با فک زاویهدار دیده میشود، بار دوم پوست صاف، بار سوم ابروی مرتب، بار چهارم بدن عضلانی و بار پنجم چهرهای که ظاهراً هیچ نقصی ندارد. وقتی این تصاویر بارها و بارها تکرار شوند، ممکن است آنچه ابتدا «خاص» به نظر میرسید، به تدریج به «استاندارد» تبدیل شود.
در واقع، مسئله فقط این نیست که چه کسی تبلیغ میکند؛ مسئله این است که چه چیزی آنقدر دیده میشود که به نظر طبیعی و عادی برسد. پژوهشها نیز نشان دادهاند که این نگرانی درباره تصویر بدنی مردان بیپایه نیست.
در مطالعهای که در سال ۲۰۲۰ در نشریه Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking منتشر شد، پژوهشگران هزار پست اینستاگرامی مرتبط با مردان را بررسی کردند. بخش قابل توجهی از تصاویر، بدنهایی بسیار عضلانی و کمچربی را نشان میدادند و پستهایی که این الگوی بدنی را نمایش میدادند، واکنش بیشتری مانند لایک و کامنت دریافت میکردند. پژوهشگران هشدار دادند که چنین الگوهایی میتواند برای تصویر بدنی مردان پیامدهای منفی داشته باشد.
این فقط یک مشاهده نیست؛ آزمایش هم انجام شده است
اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم پژوهش دیگری صرفاً به بررسی تصاویر اینستاگرام اکتفا نکرده است. در یک مطالعه آزمایشی، ۳۰۰ مرد ۱۸ تا ۳۰ ساله بهصورت تصادفی در معرض تصاویر مردان اینستاگرامی قرار گرفتند؛ بخشی تصاویر مردان عضلانی و بدون پیراهن، بخشی تصاویر فشن و پوشیده و گروهی نیز تصاویر خنثی از مناظر را دیدند.
نتیجه نشان داد مردانی که تصاویر عضلانی و بدون پیراهن را مشاهده کرده بودند، در مقایسه با دو گروه دیگر، رضایت پایینتری از بدن خود گزارش کردند.
مطالعه دیگری نیز روی ۲۲۳ مرد انجام شد و نشان داد مشاهده تصاویر موسوم به «fitspiration» یا تصاویر الهامبخش ورزشی، در مقایسه با تصاویر خنثی، با افزایش نارضایتی بدنی مردان همراه بود.
این یافتهها البته یک نکته مهم دارند: نمیتوان از آنها نتیجه گرفت که اینستاگرام مستقیماً باعث رویآوردن مردان ایرانی به ژل لب یا میکروبلیدینگ شده است. اما میتوان گفت شواهد علمی نشان میدهد مواجهه با الگوهای ایدهآلشده در شبکههای اجتماعی میتواند بر نحوه نگاه مردان به بدن و ظاهر خود اثر بگذارد و همین، بخش مهمی از مسئله اجتماعی ماجراست.
وقتی «نقص» ساخته میشود
بازار زیبایی یک ویژگی مهم دارد؛ برای هر نارضایتی میتواند یک محصول یا خدمت ارائه کند. اگر ابرو کمپشت است، میکروبلیدینگ وجود دارد؛ اگر پوست شاداب نیست، پاکسازی و جوانسازی پیشنهاد میشود؛ اگر فک به اندازه کافی زاویه ندارد، فرمدهی و تزریق مطرح میشود؛ اگر لب مطابق یک الگوی زیبایی نیست، خدمات مختلف زیبایی برای آن تبلیغ میشود.
این خدمات لزوماً بد یا مضر نیستند و نمیتوان هر فردی را که از آنها استفاده میکند، گرفتار آسیب اجتماعی دانست. مسئله از جایی شروع میشود که فرد ابتدا متقاعد شود یک نقص دارد و بعد برای اصلاح همان نقص، راهحل آمادهای مقابل او قرار بگیرد. در این وضعیت، بازار فقط به یک نیاز موجود پاسخ نمیدهد؛ در مواردی میتواند به شکلگیری نیاز نیز کمک کند.
چرخه ساده است:
مقایسه → نارضایتی → تبلیغ → مصرف → رضایت موقت → مقایسه تازه → نارضایتی تازه.
اگر این چرخه تکرار شود، ظاهر انسان دیگر یک ویژگی طبیعی نیست؛ تبدیل به پروژهای میشود که هیچوقت تمام نمیشود.
مردانگی زیر فشار یک استاندارد تازه
در گذشته، بخشی از هویت مردانه با بینیازی از توجه افراطی به ظاهر تعریف میشد. مرد قرار نبود هر روز درباره پوست، ابرو، فرم لب یا زاویه فک خود نگران باشد؛ اما امروز بازار جدیدی در حال شکلگیری است که حتی برای مردان نیز نسخهای از «زیبایی کامل» تعریف میکند.
البته این به معنای آن نیست که مراقبت از ظاهر با مردانگی منافات دارد. اتفاقاً آراستگی، نظافت و توجه به سلامت ظاهر میتواند بخشی طبیعی از زندگی هر فرد باشد.
مسئله جای دیگری است:
چه زمانی آراستگی به وسواس تبدیل میشود؟ چه زمانی مراقبت جای خود را به نارضایتی میدهد؟ و چه زمانی فرد به جای اینکه ظاهر خود را بپذیرد، دائماً در حال اصلاح آن است؟
این پرسشها مهمتر از این است که یک مرد ابرویش را اصلاح کرده یا نه.
خطر پنهان؛ مقایسه دائمی با تصویری که واقعی نیست
یکی از آسیبهای مهم فضای تصویری، پنهانبودن پشت صحنه است. مخاطب نتیجه را میبیند، نه فرایند را. او عکس چهرهای را میبیند که بهترین نور، بهترین زاویه و بهترین لحظه آن انتخاب شده است؛ اما نمیداند چه میزان ویرایش، آرایش، مراقبت، عمل یا انتخاب تصویری پشت آن قرار دارد. بعد همان تصویر را کنار چهره خودش میگذارد؛ چهرهای که در بدترین نور، بدون فیلتر و در یک روز عادی دیده میشود. این مقایسه از ابتدا عادلانه نیست. اما اگر فرد بارها آن را تکرار کند، ممکن است کمکم به این نتیجه برسد که «من مشکل دارم». در این نقطه، مسئله زیبایی نیست؛ مسئله تصویر فرد از خودش است.
بازار جدید، مشتری جدید میخواهد
ورود مردان به بازار زیبایی از نگاه اقتصادی نیز قابل فهم است. هر بازاری برای رشد به مشتری جدید نیاز دارد و صنعت زیبایی سالهاست که برای توسعه دامنه مشتریان خود، گروههای تازه را هدف قرار میدهد.
امروز دیگر عبارتهایی مانند «زیبایی آقایان»، «میکروبلیدینگ آقایان» یا «بوتاکس آقایان» عجیب نیست. حتی تبلیغات نیز تلاش میکند این خدمات را نه با ادبیات «آرایش»، بلکه با مفاهیمی مانند «طبیعی بودن»، «جذابیت»، «اعتمادبهنفس» و «مرتبتر دیدهشدن» عرضه کند.
این تغییر ادبیات مهم است؛ زیرا نشان میدهد بازار فهمیده است که برای جذب مردان، الزاماً نباید از واژه «زیبایی» به شکل سنتی استفاده کند. مردانگی حفظ میشود؛ اما در قالب یک محصول جدید به بازار عرضه میشود.
آسیب فقط هزینه مالی نیست
وقتی از آسیب اجتماعی این پدیده صحبت میکنیم، نباید موضوع را به هزینههای مالی محدود کنیم. مسئله میتواند عمیقتر باشد: کاهش رضایت از ظاهر، مقایسه دائمی، وابستگی به تأیید دیگران، شکلگیری استانداردهای غیرواقعی و در موارد شدیدتر، درگیری ذهنی افراطی با یک نقص ظاهری.
حتی پژوهشهایی درباره محتوای خاص اینستاگرام نشان دادهاند که مواجهه مداوم با تبلیغات و محتوای غیرقابل اعتماد درباره تغییرات بدنی میتواند تصویر فرد از بدن خود را تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین مسئله فقط «چه چیزی تبلیغ میشود» نیست، بلکه چگونگی اثرگذاری آن تبلیغ بر ذهن مخاطب نیز اهمیت دارد.
در نتیجه، نمیتوان هر مراجعه به مرکز زیبایی را آسیب تلقی کرد؛ اما نمیتوان چشم بر چرخهای هم بست که در آن نارضایتی از ظاهر به موتور مصرف تبدیل میشود.
مردان را نباید بابت آراستگی سرزنش کرد
مردان حق دارند به ظاهر، سلامت پوست، مو و چهره خود اهمیت دهند؛ همانطور که استفاده از خدمات زیبایی به خودی خود نشانه آسیب نیست. اما جامعه باید نسبت به فشار پنهان برای شبیهشدن به یک الگوی خاص حساس باشد.
فرق بزرگی وجود دارد میان اینکه کسی بگوید: «دوست دارم مرتبتر باشم» و اینکه بگوید: «اگر این تغییر را انجام ندهم، به اندازه کافی جذاب یا پذیرفتهشده نیستم.» اولی انتخاب است؛ دومی میتواند نشانه فشار باشد.
حالا سؤال اصلی این است: مردانگی کجاست؟
مردانگی قرار نیست با ریش بلند، صورت اصلاحنشده یا بیتوجهی به ظاهر تعریف شود؛ همانطور که با فک زاویهدار، ابروی میکروبلیدشده یا چهره دستکاریشده هم تعریف نمیشود. مردانگی را نمیتوان از روی یک تصویر اینستاگرامی اندازه گرفت.
آنچه باید از آن دفاع کرد، حق انسان برای داشتن تصویری واقعبینانه از خودش است؛ اینکه جوان بداند پوست واقعی منافذ دارد، چهره واقعی کاملاً متقارن نیست، بدن واقعی همیشه عضلانی نیست و جذابیت انسان در یک قاب فیلترشده خلاصه نمیشود.
مسئله امروز «زیبا شدن» نیست؛ «کافی نبودن» است
شاید مهمترین آسیب این بازار همین باشد. جامعه اگر به جوان بگوید «آراسته باش»، یک پیام دریافت میکند؛ اما اگر هر روز به او بگوید «آنقدر که هستی کافی نیستی»، نتیجه چیز دیگری خواهد بود.
در اینجا اینستاگرام، تبلیغ و بازار زیبایی به یکدیگر متصل میشوند: تصویر ساخته میشود، استاندارد شکل میگیرد، مقایسه آغاز میشود، نارضایتی ایجاد میشود و بازار راهحل خود را عرضه میکند.
بنابراین مسئله اجتماعی امروز این نیست که چرا برخی مردان به خدمات زیبایی روی آوردهاند؛ مسئله مهمتر این است که چه کسی به آنها میگوید ظاهر طبیعیشان دیگر کافی نیست. اگر قرار است با آسیبهای اجتماعی عصر شبکههای اجتماعی مقابله شود، پاسخ نه سرزنش مردانی است که به ظاهر خود اهمیت میدهند و نه انکار تغییرات فرهنگی.
پاسخ، افزایش سواد رسانهای، شفافیت تبلیغات، آگاهی از تفاوت تصویر واقعی و تصویر ساختهشده و مهمتر از همه، بازگرداندن یک مفهوم ساده به ذهن نسل جدید است: انسان لازم نیست برای دوستداشتنی بودن، هر روز نسخه تازهای از خودش بسازد.
ارسال دیدگاه