نقدی بر گزارش «تندروها این بار علیه اهل خانه»؛ وقتی قربانیان یک شعار، لزوماً هم‌جریان نیستند

نقدی بر گزارش «تندروها این بار علیه اهل خانه»؛ وقتی قربانیان یک شعار، لزوماً هم‌جریان نیستند
گزارش اخیر روزنامه شرق با عنوان «تندروها این بار علیه اهل خانه» تلاش کرده است با کنار هم قرار دادن نام‌هایی چون حسن روحانی، محمدجواد ظریف، عباس عراقچی، مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف، تصویری از گسترش دایره حملات یک جریان موسوم به «تندرو» ارائه کند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ اصل مخالفت با توهین، تهدید و حذف سیاسی قابل دفاع است؛ اما مسئله آنجاست که گزارش شرق در مسیر اثبات این گزاره، میان افراد و جریان‌هایی با سوابق، مبانی فکری و کارنامه‌های کاملاً متفاوت، نوعی هم‌سنخی سیاسی ایجاد می‌کند؛ روشی که بیش از آنکه تحلیل باشد، می‌تواند به «یارکشی سیاسی» تعبیر شود.

 

مشکل اصلی گزارش؛ یکی کردن «هدف حمله» با «هم‌جریانی»

 

شرق در بخش‌های مختلف گزارش خود، از حسن روحانی، خاتمی، ظریف، عراقچی، پزشکیان و قالیباف در یک فهرست یاد می‌کند و سپس این مجموعه را به عنوان قربانیان یک روند واحد معرفی می‌کند.

 

اما این استدلال از نظر منطقی محل ایراد است.

 

اینکه افراد متفاوتی در مقاطع مختلف مورد حمله یک گروه یا بخشی از جامعه قرار گرفته‌اند، به خودی خود هیچ رابطه سیاسی، فکری یا تشکیلاتی میان آنان ایجاد نمی‌کند.

 

به بیان ساده‌تر، وجه مشترک افراد، «مورد حمله قرار گرفتن» است، نه «هم‌فکر بودن».

 

این مسئله درباره محمدباقر قالیباف پررنگ‌تر است. قالیباف از نظر پیشینه سیاسی و امنیتی، سابقه فرماندهی در نیروی انتظامی و سپاه و سال‌ها حضور در جریان اصولگرایی دارد و اساساً نمی‌توان او را در یک اردوگاه سیاسی با حسن روحانی، محمدجواد ظریف یا جریان اصلاح‌طلب قرار داد.

 

بنابراین آوردن نام قالیباف در کنار این افراد برای اثبات اینکه «تندروها حتی خودی‌های سابق را هم هدف گرفته‌اند» نیازمند توضیح و مستندات بسیار دقیق‌تری است.

 

ممکن است یک جریان سیاسی در مقطعی از قالیباف انتقاد کند، اما از این واقعیت نمی‌توان نتیجه گرفت که قالیباف از نظر سیاسی در همان جایگاهی قرار دارد که روحانی، ظریف یا حتی عراقچی قرار دارند.

 

«یارکشی» به جای تحلیل

 

در اینجا گزارش شرق با یک مشکل روش‌شناختی مواجه می‌شود.

 

اگر هدف گزارش، بررسی پدیده توهین و هتاکی سیاسی است، باید درباره رفتار سخن بگوید، نه اینکه از کنار هم قرار دادن قربانیان این رفتار، یک جبهه سیاسی تازه بسازد.

 

قالیباف، پزشکیان، عراقچی، روحانی و ظریف نه یک سابقه سیاسی مشترک دارند، نه یک کارنامه واحد و نه الزاماً در مورد مسائل کلیدی کشور مواضع یکسانی داشته‌اند.

 

حتی اختلاف میان قالیباف و جریان‌های اصلاح‌طلب و اعتدالی در سال‌های گذشته، آن‌قدر جدی و مستند است که قرار دادن او در کنار این افراد، بدون توضیح درباره این تفاوت‌ها، بیشتر به یارکشی سیاسی شباهت پیدا می‌کند تا تحلیل جامعه‌شناختی یک پدیده.

 

شرق اگر می‌خواهد بگوید «تندروی به جایی رسیده که حتی چهره‌های اصولگرا و درون ساختار را هم هدف می‌گیرد»، باید این ادعا را با تحلیل مستقل درباره نسبت قالیباف با آن جریان اثبات کند؛ نه اینکه صرفاً نام او را در همان فهرست قرار دهد.

 

تناقض؛ شرق امروز مدافع قالیباف، شرق دیروز منتقد او

 

نکته قابل توجه دیگر، سابقه خود روزنامه شرق در مواجهه با محمدباقر قالیباف است.

 

شرق امروز از قرار گرفتن قالیباف در معرض حملات سیاسی انتقاد می‌کند و او را در کنار روحانی، ظریف، عراقچی و پزشکیان، قربانی رفتار تندروها معرفی می‌کند؛ اما همین روزنامه در سال‌های گذشته از منتقدان جدی عملکرد قالیباف بوده است.

 

برای نمونه، در سال ۱۳۹۹ و در جریان بحث عملکرد مجلس و پرونده عیسی شریفی، شرق گزارشی با این مضمون منتشر کرد که چرا مجلس درباره عملکرد قالیباف و تخلفات عیسی شریفی اظهارنظر نمی‌کند و حتی این پرسش را مطرح کرد که چرا درباره مسئولیت مدیران ارشد شهرداری در دوره قالیباف بررسی جدی صورت نمی‌گیرد.

 

حتی پیش‌تر از آن، در سال ۱۳۹۴، روزنامه شرق گزارشی درباره شهرداری تهران منتشر کرد که بعداً خود روزنامه به دلیل ایراد در صحت و دقت اطلاعات آن از شهرداری عذرخواهی کرد.

 

بنابراین اگر امروز شرق از اصل حمله و توهین به قالیباف دفاع می‌کند، این دفاع فی‌نفسه قابل احترام است؛ اما نمی‌توان فراموش کرد که همین رسانه در دوره‌های گذشته خود یکی از منتقدان جدی قالیباف بوده است.

 

تناقض در اینجا نیست که یک رسانه موضعش را تغییر دهد؛ تناقض آنجاست که رسانه‌ای سابقه انتقادات سنگین از یک سیاستمدار را نادیده بگیرد و سپس از قرار گرفتن او در کنار چهره‌هایی کاملاً متفاوت، برای ساختن یک روایت سیاسی واحد استفاده کند.

 

نقد کردن با توهین کردن یکی نیست

 

یکی از نقاط قابل نقد گزارش شرق، مرزگذاری ناکافی میان «نقد سیاسی» و «توهین سیاسی» است.

 

هیچ‌کس نمی‌تواند از توهین، تهدید یا نسبت دادن اتهامات بدون سند

 

دفاع کند. اما از سوی دیگر، هر انتقادی به یک مسئول را نیز نمی‌توان ذیل عنوان «تندروی» قرار داد.

 

قالیباف، روحانی، پزشکیان، ظریف و عراقچی، مانند هر مقام سیاسی دیگری، باید امکان نقد شدن داشته باشند.

 

برای مثال، درباره قالیباف موضوعاتی مانند عملکرد او در شهرداری تهران، عملکرد مجلس و حتی تصمیمات بودجه‌ای، موضوعاتی هستند که می‌توان درباره آنها نقد مستند مطرح کرد.

 

درباره روحانی نیز کارنامه اقتصادی دولت، برجام، سیاست خارجی و تصمیمات داخلی قابل نقد است.

 

درباره ظریف می‌توان درباره عملکرد دستگاه دیپلماسی، برجام و نحوه مذاکرات بحث کرد.

 

درباره عراقچی نیز می‌توان درباره مذاکرات، توافقات و نحوه مدیریت سیاست خارجی نقد کارشناسی مطرح کرد.

 

و درباره پزشکیان نیز عملکرد دولت و تصمیمات اجرایی او طبیعتاً موضوع نقد سیاسی است.

 

اینها نقد سیاسی‌اند؛ نه لزوماً «تندروی».

 

اشتباه آنجاست که رسانه، مرز میان «مخالفت با یک سیاستمدار» و «توهین به یک سیاستمدار» را حذف کند.

 

حتی خود گزارش شرق نیز این تفکیک را تأیید می‌کند

 

جالب آنکه خود گزارش شرق در پایان تصریح می‌کند که «همه این چهره‌ها باید نقد شوند» و حتی می‌نویسد بعضی از آنها شاید «سخت‌تر از آنچه تاکنون نقد شده‌اند» باید نقد شوند.

 

این جمله در واقع مهم‌ترین نکته گزارش است؛ اما با بخش‌هایی از روایت قبلی آن تنش ایجاد می‌کند.

 

اگر همه این افراد باید نقد شوند، پس مسئله اصلی نباید «چه کسی مورد انتقاد قرار گرفته» باشد؛ بلکه باید این باشد که نقد با چه ادبیاتی، با چه سندی و در چه چارچوبی انجام شده است.

 

در نتیجه، بهتر بود شرق به جای قرار دادن همه افراد در یک فهرست سیاسی، سه موضوع را از هم تفکیک می‌کرد:

 

۱. نقد مستند عملکرد مسئولان؛

۲. مخالفت سیاسی و اعتراضی؛

۳. توهین، تهدید و برچسب‌زنی بدون سند.

 

دو مورد اول بخشی از حیات طبیعی سیاست هستند؛ مورد سوم قابل دفاع نیست.

 

دفاع از آزادی بیان، نباید تبدیل به دفاع گزینشی شود

 

شرق به درستی بر این نکته تأکید می‌کند که رئیس‌جمهور سابق یا هر مقام دیگری نباید صرفاً به دلیل بیان یک دیدگاه سیاسی مورد توهین قرار گیرد.

 

اما همین معیار باید درباره همه سیاستمداران اعمال شود.

 

اگر قرار است توهین به روحانی محکوم شود، توهین به قالیباف نیز باید محکوم شود؛ اگر نقد قالیباف مشروع است، نقد روحانی و ظریف هم مشروع است.

 

معیار باید رفتار باشد، نه اینکه فرد مورد نظر متعلق به کدام جناح سیاسی است.

 

اتفاقاً اعتبار رسانه زمانی بیشتر می‌شود که این قاعده را درباره رقیب سیاسی خود نیز رعایت کند.

 

مسئله‌ای که گزارش شرق کمتر به آن پرداخته است

 

گزارش تلاش می‌کند نشان دهد جریان موسوم به «تندرو» از اصول اولیه خود فاصله گرفته و حتی مسئولان رسمی نظام را هدف قرار داده است.

 

این ادعا در مورد برخی شعارها و رفتارهای توهین‌آمیز می‌تواند موضوع بررسی جدی باشد.

 

اما برای تبدیل آن به یک تحلیل سیاسی معتبر، باید چند پرسش پاسخ داده شود:

 

این افراد دقیقاً چه کسانی هستند؟

 

آیا یک تشکیلات مشخص دارند؟

 

آیا فرماندهی واحد دارند؟

 

آیا مواضع مشترک و برنامه سیاسی مشخص دارند؟

 

آیا رفتارهای مورد اشاره را می‌توان به کل جریان اصولگرایی یا انقلابی تعمیم داد؟

 

خود گزارش نیز در جایی تصریح می‌کند که برای ادعای وجود «فرماندهی پنهان» سند لازم است.

 

پس منطقی است همین احتیاط درباره سایر تعمیم‌ها نیز رعایت شود.

 

گزارش «تندروها این بار علیه اهل خانه» در دفاع از اصل مخالفت با توهین و حذف سیاسی، حرف قابل دفاعی دارد؛ اما در ساختار استدلالی خود گرفتار یک خطای مهم شده است: از یکسان بودن قربانیان یک رفتار، به نوعی هم‌سنخی سیاسی میان آنها رسیده است.

 

قالیباف را نمی‌توان صرفاً به دلیل اینکه در مقطعی هدف شعارهای تند قرار گرفته، در همان اردوگاه سیاسی روحانی، ظریف، عراقچی یا پزشکیان قرار داد.

 

اتفاقاً اگر هدف شرق مقابله با تندروی است، باید میان اختلاف سیاسی، نقد عملکرد، رقابت جناحی و توهین و تهدید مرزبندی روشن‌تری ایجاد کند.

 

در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که گزارش، ناخواسته به جای نقد «تندروی»، تبدیل به نوعی ائتلاف‌سازی رسانه‌ای میان چهره‌هایی شود که در بسیاری از بزنگاه‌های سیاسی دقیقاً در برابر یکدیگر ایستاده‌اند.

 

و شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد:

 

آیا هرکس که روزی هدف حمله یک جریان قرار گرفت، الزاماً باید در یک جبهه سیاسی با سایر قربانیان آن حمله قرار بگیرد؟

 

پاسخ روشن است: خیر.

 

مخالف مشترک، لزوماً هم‌جبهه مشترک نمی‌سازد.

 

گزارش از امیرعلی ایرانمهر

به اشتراک گذاری این مطلب!

مطالب مرتبط

ارسال دیدگاه